ّچشمک های یواشکی ّ
خاطرات - شعرها و بلند فکردنهای یک دختر معمولی
نترس ازعاشق شدن بیا اون بامن روزی که من بمیرم و پلکهایم را برای همیشه ببندم دیگه هیچ کجا چشمه ای از آب نخواهد جوشید چون فقط منم که از ته دل گریه می کنم . اشک هایی که غم از هر پاره ام بر گونه هایم جاری می سازد و به خنده بدل شوند . ای کاش زندگیم برای همیشه اشکی و لبخندی باقی بماند. سادگی آسون اما ساده موندن خیلی سخته هوس و بیرون دروازه نشوندن خیلی سخته انتهای این مسیر رو با خودم نرفته بودم زندگی لحظه به لحظه هره تازه ی گیره دنیا رو هرکس با قلبش پر اندازه می گیره یکی تو شب جزیره خواب دریا رو ندیده یکی با لبهای خشکش طمع دریا رو چشیده شاید احساسی که دارم دیگه کمتر ساده باشم .........
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
| Design By : Night Skin |


