تبليغاتX
ّچشمک های یواشکی ّ


ّچشمک های یواشکی ّ

خاطرات - شعرها و بلند فکردنهای یک دختر معمولی





















نترس ازعاشق شدن بیا اون بامن

 

نوشته شده در دوشنبه بیستم تیر 1384ساعت توسط لیلا خانم | |

  من خیلی دلم گرفته . تنگ شده اما نه برای ادمای این دنیا . حوصاله ام خیلی سررفته اما نه برای رفتن به جاهایی که توی این دنیاست . می خواهم بروم بیرون دنیا مهمان پیدا کنم .

روزی که من بمیرم و پلکهایم را برای همیشه ببندم دیگه هیچ کجا چشمه ای از آب نخواهد جوشید چون فقط منم که از ته دل گریه می کنم .

 

نوشته شده در یکشنبه پنجم تیر 1384ساعت توسط لیلا خانم | |

من هرگز غم های بزرگ دلم را با شادیهای کوچک مردم عوض نمی کنم . من هرگز نمی گذارم

اشک هایی که غم از هر پاره ام بر گونه هایم جاری می سازد و به خنده بدل شوند . ای کاش زندگیم

برای همیشه اشکی و لبخندی باقی بماند.

 

نوشته شده در یکشنبه پنجم تیر 1384ساعت توسط لیلا خانم | |

سادگی آسون اما  ساده موندن خیلی سخته

هوس و بیرون دروازه نشوندن خیلی سخته

انتهای این مسیر رو با خودم نرفته بودم

زندگی لحظه به لحظه هره تازه ی گیره

دنیا رو هرکس با قلبش پر اندازه می گیره

یکی تو شب جزیره خواب دریا رو ندیده

یکی با لبهای خشکش طمع دریا رو چشیده

شاید احساسی که دارم دیگه کمتر ساده باشم .........

نوشته شده در شنبه چهارم تیر 1384ساعت توسط لیلا خانم | |


Design By : Night Skin