ّچشمک های یواشکی ّ
خاطرات - شعرها و بلند فکردنهای یک دختر معمولی
دیالوگ لحظه مرگ .......... موقع رفتن از این دار بی مقدار به همه می گم : با هم مهربون باشید . همدیگر رو دوست داشته باشید .از ارتباط این و اون حرف در نیارین و هیچ وقت فکر نکنید کسی جای دیگه رو می گیره . به نظر من این طورنگاه اصلا خوب نیست . به همون اندازه که به کسی رو می بینید باید خوبی هاش رو هم ببینید .ساده از هر چیز نباید گذشت پس ساده نگنذریم از اتفاقات اطرافمان به عقاید هم احترام بگذاریم و از تعصب خشک و کور دوری کنیم تا سر حد مرگ در آخر هم با این شعر تمام می کنم . قربان وفاتم به وفاتم گذری کن تابوت مگر بشنوم از رخنه تابوت
نوشته شده در یکشنبه دوم مرداد 1384ساعت
توسط لیلا خانم | |
| Design By : Night Skin |


