تبليغاتX
ّچشمک های یواشکی ّ


ّچشمک های یواشکی ّ

خاطرات - شعرها و بلند فکردنهای یک دختر معمولی





















چرا من آدم به دنیا آمده ام . اما آن گل صورتی  قشنگ  به دنیا آمده است.

جرا من گاهی بد می شوم . اما آن گل صورتی رنگ همیشه ساکت و مهربان است .

وقتی به ابر می گویم گریه می کند وقتی به آفتاب می گویم تاریک می شوم .

وقتی به ماه می گویم قهر می کند وقتی از باد نمی پرسم عصبانی می شود و پنجره هارا محکم به هم می کوبد.

 ای کاش هیچ وقت همدیگر را گم نکنیم اما توی هم گم بشویم .

نوشته شده در جمعه بیست و هفتم آبان 1384ساعت توسط لیلا خانم | |

سلام به بروبرچ خودمون تو این یک هفته ای که نبودم یه آدم خیلی بیشعوری که براتون گفته

بودم با ای دی من کارای بد کرده بو د که بگم خدا انشالله چکارش نکنه ..........

بیخیال من هم امروز یه ای دی جدید دیگه ای درست کردم تا چشمش کور شه انشالله

می دونم که حتما میاد و این مطلب رو می خونه( خدمتش عرض کنم که هرچقدر که دوست داری منو اذیت کن منم همین جوری ولت نمی کنم( آدم باش )

ممول خانم هزار و سیصد و شصت و پنج دات کام

نوشته شده در پنجشنبه نوزدهم آبان 1384ساعت توسط لیلا خانم | |

خیلی بده شنبه اول هفته ادم از خواب بیدار بشه و بره سراغ کامپیوتر و ببینه که کلی اتفاقات افتاده واقعا آدم دپرس می شه .

امروزصبح وقتی که از خواب بلند شدم و رفتم  سراغ کامپیوتر دیدم اول که خرابه دوم اینکه یکی از آی دیهای باحالمو هک کردن خیلی خیلی ناراحت شدم اخه یکی نیست به این آدمای بیکار بگه بابا شما کار و زندگی ندارین که صبح تا شب می شینین و آدمای مثل منو هک می کنید .

اگر من بخوام حالشو بگیرم که بلدم ولی به خدا دلم نمیاد آخه می گم مردم آزاری هم حدی داره ولی من که ازش می گذرم انشالله که خدا هم ازش بگذره .

خوب بگذریم هر چی بود دیگه گذشت امیدوارم که خداوند به راه راست هدایتش بکنه .

آمین

یه شعر خیلی قشنگ از فروغ

این شعر برای تو تو می خوانم

در یک غروب تشنه تابستان

در نیمه های این ره شوم اغاز

در کهنه گور این غم بی پایان

این اخرین ترانه لالایی ست

باشدکه بانگ وحشی این فریاد

پیچیددر آسمان شباب تو

بگذار سایه من سرگردان

از سایه تو دورو جدا باشد

روزی به هم رسیم که گه باشد

کسی بین ما نه غیر خدا باشد .

نوشته شده در شنبه چهاردهم آبان 1384ساعت توسط لیلا خانم | |

یه روز بهم گفت : میخوام باهات دوست باشم آخه میدونی من اینجا خیلی تنهام بهش لبخند زدمو گفتم :آره می دونم فکر خوبیه من هم خیلی تنهام .

یه روز دیگه بهم گفت میخوام تا ابد باهات بمونم . اخه می دونی ؟ من اینجا تنهام بهش لبخند زدمو گفتم : اره میدونم فکر خوبیه من هم خیلی تنهام

یه روز دیگه گفت : میخوام برم یه جای دورجایی که هیچ مزاحمی نباشه . بعد که همه چیز رو براه شد تو هم بیا . آخه می دونی ؟ من اینجا خیلی تنهام . بهش لبخند زدمو گفتم :آره می دونم فکر خوبیه من هم خیلی تنهام

یه روز تو نامش نوشت : من اینجا تنهام یه دوست پیدا کردم اخه می دونی من اینجا تنهام .یه روز براش یه لبخند کشیدم و زیرش نوشتم : آره می دونم فکر خوبیه من هم خیلی تنهام .

یه روز یه نامه نوشت و توش نوشت : من قراره اینجا با این دوستم تا ابد زندگی کنم آخه می دونی من اینجا خیلی تنهام .براش یه لبخند کشیدمو زیرش نوشتم .آره می دونم فکر خوبیه من هم خیلی تنهام

حالا دیگه اون تنهانیست ومن از این بابت خیلی خوشحالم و چیزی که بیشتر خوشحالم می کنه اینکه نمی دونم من هنوز هم خیلی تنهام .

نوشته شده در سه شنبه دهم آبان 1384ساعت توسط لیلا خانم | |

سلام

ویلیام شکسپیر می گه : همیشه غمگین ترین و رنجور ترین لحظات زندگیه آدم توسط همون کسی ساخته می شه که شیرین ترین و به یادمند ترین لحظات رو برای آدم ساخته .

                                                               

نوشته شده در سه شنبه سوم آبان 1384ساعت توسط لیلا خانم | |

می دونی فاصله بین انگشتهات برای چیه ؟

برای اونکه یه نفر دیگه باانگشتهاش اونها رو پر کنه

پس دنبال اون کسی باش که بتونه اونها روبرات پرکنه .

نوشته شده در سه شنبه سوم آبان 1384ساعت توسط لیلا خانم | |


Design By : Night Skin