تبليغاتX
ّچشمک های یواشکی ّ


ّچشمک های یواشکی ّ

خاطرات - شعرها و بلند فکردنهای یک دختر معمولی





















مث اینه که نمی شه سکوت کرد . خواستم مث همیشه سرم رو بندازم پایین و هیچی نگم و با همه غمها و رازهام بسوزم اما نشد .

خواستم مث اکثر اوقات به اطرافم و اطرافیانم نگاه کنم و هیچی نگم اما نشد . خواستم خودمو بزنم به بی خیالی اما نشد مجبور شدم از خودم متنفرشون کنم تا فراموش کنن .

می گن کارم بد بود اما دست خودم نیست خواستم سکوت کنم واین داستان رو هم مث هزاران داستان زندگی پر ماجرام ننویسم اما نشد .

نتونستم ........ این دفعه رو نتونستم نمی دونم تا کی باید بسوزم نمی دونم ......... منو ببخشید فقط همین اما حتی واسه یه لحظه هم فکرشو نکنید که من برگردم .

گرچه مث همیشه حق با لیلاست . گرچه بازم بی دلیل تو بیخم کردند گرچه حتی یک گام خطا م برنداشتم که مستوجب همچین عذابی باشم .

گرچه می دونم حقیقت بعد مدتی آشکار می شه و ازم عذر می خوان اما باشه بازم سکوت می کنم تا ببینم بعدش چی می شه دنیا همینجور نمی مونه .

نوشته شده در پنجشنبه بیست و هفتم بهمن 1384ساعت توسط لیلا خانم | |

 

happy valentin

نوشته شده در دوشنبه بیست و چهارم بهمن 1384ساعت توسط لیلا خانم | |

بزرگی می گه :

شاگردی به استاد خود می گوید : استاد عشق چیست : استاد می گه برواز مزرعه ای طلایی ترین گندم را بیاور اما به یاد داشته باش که دیگر عقب باز نگرد. شاگرد رفت ولی دست خالی برگشت . استاد گفت : چرا چیزی همراه نداری گفت به مزرعه رفتم و دنبال طلایی ترین خوشه گشتم ابتدا خوشه ای طلایی پیدا کردم ولی گفتم شاید جلوتر خوشه ای طلایی تر باشد اما نیافتم .

استاد گفت : عشق همین است ..................

شاگرد گفت : پس ازداواج چیست : استاد گفت به جنگلی برو و کهن سال ترین درخت را بیاور اما به یاد داشته باش که دیگر به عقب باز نگرد . شاگرد به جنگلی رفت و به سرعت با یک درخت نزد استاد بازگشت استاد گفت دریافتی . شاگرد گفت : به جنگلی رفتم و درختی کهن سال یافتم ترسیدم اگر جلوتر بروم دیگر درختی پیدا نکنم پس همین را آوردم .

استاد گفت : پس بدان که ازدواج همین است .......................

نوشته شده در یکشنبه بیست و سوم بهمن 1384ساعت توسط لیلا خانم | |

داشتم به این فکر می کردم که چقدر زود گذشت خیلی زود انگا ر همین دیروز بود که محرم تموم شد

خیلی عمرا داره زود می گذره ..................بی خیال .........................

فردا روز اول محرمه اگر وقت کردید برای منم دعا کنید .

السلام علیک یا ابا اعبدلله

 

نوشته شده در دوشنبه دهم بهمن 1384ساعت توسط لیلا خانم | |

 

غم هم اگر مرا ترک کند من تنهای تنها خواهم ماند.

نوشته شده در دوشنبه سوم بهمن 1384ساعت توسط لیلا خانم | |


Design By : Night Skin