تبليغاتX
ّچشمک های یواشکی ّ


ّچشمک های یواشکی ّ

خاطرات - شعرها و بلند فکردنهای یک دختر معمولی





















چقدر اینا جیگرن مگه نه ؟

                  

                

                                 

نوشته شده در چهارشنبه سی و یکم خرداد 1385ساعت توسط لیلا خانم | |

                

اخه اینم شد بلاگ نوشتن می خوام بگم حوصاله چیزی رو ندارم. نمی شه

می خوام بگم دلم برای یکی خیلی زیاد تنگ می شه . نمی شه

می خوام بگم از روراست بودن یکی دیگه خوشم نمیاد اما واقعا روراست نیست . نمی شه

می خوام بگم من گاهی حسود می شم . نمی شم

یعنی میی خوام بگم اینجا نمی تونم خیلی چیزا رو بنویسم .

گفتنی ها کم نیست . من وتو کم گفتیم .

 

نوشته شده در پنجشنبه بیست و پنجم خرداد 1385ساعت توسط لیلا خانم | |

جامی که از سال ۱۹۷۴ به تیم قهرمان داده شده‌است.

سلام چطوری

بچه ها تاحالا یعنی تا امروزبه به این ۳۲ تیم راه یافته به جام جهانی فکر کردید که کدوم از تیمها شانس قهرمانی دارن ؟

می دونید چیه من که فکر کنم هر کی ببره ایران ما نباشه من که بخیل نیستم انشالله که ببره ولی فکرنکنم .

تو چی فکر می کنی الان تا شروع مسابفه کلی وقته ۲۳ ساعت .کارخاصی انجام نده فقط برای تیممون دعا کن خدا رو چه دیدی شاید برنده شدیم . همینجور که دارید برای بروبچمون دعا می کنید اگر زحمتی نیست برای بنده هم یه دعایی کنید که فردا بلکی استاد زبانمون بذاره زودتر بیام خونه تا فوتبال رو ببینم تازه فردا کلی هم مهمون  باحال دعوت کردم که بیان و همینطور جیغ بزنن . حتما تویی که داری اینا رو می خونی یا منو خوب می شناسی یا اینکه اگر هم نمی شناسی داری تو دلت می گی چه دختری .اره داداش من از صد تا پسر بدتر هستم مگه فوتبال و ازاین جنگولک بازی ها فقط کار پسراس نه دیگه از این فکرا نکن چون لیلا خانم هم همون اقا پسره که اسمش ......... بماند بسه دیگه من برم تا فردا شب که ببینم انشالله با دست پر بیام .

سی یو تمارو

نوشته شده در شنبه بیستم خرداد 1385ساعت توسط لیلا خانم | |

 

هر وقت خوشحالی بلند نخند که غم بیدار شه

                           وقتی غمگینی بلند گریه نکن که خوشحالی نا امید بشه

نوشته شده در سه شنبه شانزدهم خرداد 1385ساعت توسط لیلا خانم | |

داشتم به  این فکر می کردم اگریه نفر به ما خبر بده که قراره تا ۲۴ ساعت دیگه دنیا تموم بشه تمام خط های تلفن ها وتالارهای گفتگو و ایمیل ها شلوغ می شه و همه به هم می گن ( منو ببخش از اینکه رننجوندمت . من تورو عاشقونه می پرستدم و مراقب خودت باش و از این چرندیات ........... )

ولی می دونید که یکی از بزرگترین و تکون دهنده ترین این پیامهاچیه ؟  اینکه یکی بیادو به بگه  ( همیشه عاشقت بودم ولی جرات گفتنشو نداشتم )

 پس همین الان عشق و محبت رو تقدیم اون کسی کنید که از تمام وجود دوستش دارید شاید فردایی دگر نباشد .

نوشته شده در دوشنبه هشتم خرداد 1385ساعت توسط لیلا خانم | |

زندگی پیکار نیست بازی است و برای پیروزی در بازی زندگی باید نیروی تخیل خود را تقویت کنیم . تنها چیزی که با آن سرو کار داریم اندیشه است و اندیشه را می توان عوض کرد زندگی هرگز ایستا و کهنه نیست گذشته سپری شده و پی کار خود رفته است و تنها چیزی که به جا مانده تجربه این لحظه هاست . هر لحظه زندگی نقطه شروع است نه آغازی است و نه پایانی آنچه هست فقط دگرگونی و چرخش تجربه هاست و نقطه اقتدار در لحظه حال است و هرلحظه همواره سرشار از طراوت و تازگیست .

الیزافین گلشتین

نوشته شده در شنبه ششم خرداد 1385ساعت توسط لیلا خانم | |

خدایا شکرت این هفته هم تموم شد بالاخره با تمام مشکلاتی که این هفته داشتم این هفته هم تموم شد توی این دو هفته خیلی کار داشتم و دیگه کم مونده بود که سر به بیابون بذارم ولی به قول یه نفری که هی می گفت لیلا تا چشم به هم بزنی زود این دو هفته تموم می شه بالاخره هم تموم شد خیلی سخت بودخیلی .

امروز صبح وقتی که چشمامو باز کردم تلویزیون روشن بود که صداش میومد که امروز پنجشنبه ۴خرداد است خیلی خوشحال شدم از اینکه فقط یه کار دیگه مونده که انجامش بدم و دیگه همه چیز برای همیشه تموم می شه اون کار از تمام کارهایی که توی این دوهفته قبل انجامش داده بودم سخت تر ود ولی الان یک ساعته که اومدم خونه دیگه حل حل شد خیلی زود .

خداییییییییییییییییییییییییییییییییییییییا دوستتتتتتتتتتتتتتتتتتتتت دارم

بالاخره تمممممممممممممممممممممموم شد . خدایا هیچ وقت تنهام نذارنباشه یه وقتی بفهم که دیگه به من نگاه نمی کنی این خواست بود که من انقدر زود این کارارو تموم کنم و نتیجه خوبی هم ببینم .

نوشته شده در پنجشنبه چهارم خرداد 1385ساعت توسط لیلا خانم | |

تا حالا شده يه هو تو جمع احساس تنهايی بياد سراغت؟؟...يه جوری احساس تنهايی کنی؟؟...دلت بخواد سرتو بزاری رو شونه ی يک و زار زار گريه کنی؟؟..تا حالا شده احساس کنی بار غمت اونقدر سنگينه که هيچ موجود فانی ديگه نمی تونه تحملش کنه؟؟...
اگه تا حالا اين احساس ها سراغت نيومدن، آرزو می کنم هيچوقت سراغت نيان...

 

نوشته شده در سه شنبه دوم خرداد 1385ساعت توسط لیلا خانم | |


Design By : Night Skin