ّچشمک های یواشکی ّ
خاطرات - شعرها و بلند فکردنهای یک دختر معمولی
گقتم اصلا دوست ندارم به سال ۸۶ فکر کنم ......اه اه اه الان لیوان چای ریخت روی کیبوردم و هرچی که توذهنم بود ریخت بیرون !!! ....نمی دونم فقط اینکه امیدوارم این مدت هم به خیر بگذره فکر می کنم تفاوت فراوانی رو که ادم می تونه تویکسال داشته باشه - داشتم . نمی دونم با گذر زمان و مثلا رشد عقلی ادمها چرا دیگه هیچ چیزی حال و هوای اولیه اش رو برای اونها نداره . همین عید که زمانی برای رسیدنش ثانیه شمار ی می کنیم برای من یه روز عادیه . مثلا باقی روزها شاید مسئولیت زندگی این حالت رو تو ما بوجود آورده یا هرچیز دیگه . نمی خوام ارزو کنم که به اون روزها برگردم ولی ارزو م اینه که فقط ادم بمونم ... همین . برام همین مهمه . حالا چه عید باعث ایجاد تفاوت درونی من بشه یا نه . باز هم مثل هر سال ارزو می کنم سال جدید سال خوبی برای همه مون باشه وبه اهداف تعیین شده مون برسیم . هرچند نمی دونم این ارزو کی برامون محقق می شه ولی دوست دارم همه سال جدید رو با انرژی و به دور از هرگونه سیاهی شروع کنن . اگر یادتون موند برام دعا کنید . سال نو مبارک یه موقع هایی هست که ادم هزاریم که تودلش چیزی نباشه دلش می گیره ! خیلی اوقات می ترسم بنویسم . .... می ترسم اونی که نباید ببینه ببینه و مسخرم کنه یا اونی که نمی شناسم فکر کنه که این بابا یه تختش کمه .... ولی خوب این بهتر از اونیه که هیچ چیز نمی نویسه وهمه چیزش رو تو خودش می ریزه و دست اخر به این نتیجه می رسم که تو برای خودت می نویسی هرچند تو یه رسانه پخشش میکنی ........... یه موقع هایی هست که ادم خسته میشه از زندگیش یه موقع هایی هست که ادم منتظر یه تلنگره که اتیش بگیره ! یه بهونه ساده می تونه اتیشش بزنه ..... وقتی اتیش می گیری میری تو لاک خودت فرقی نداره لاکت کجا باشه .... وقتی رفتی تو لاکت حالا اینکه چی گوش بدی باید برات مهم باشه ... مثلا : تو اي ساغر هستي به کامم ننشستي اینجاس که به قول هایده از اون می پرسی چرا در کام همه نشستی ولی نوبت به کام ما که رسید کام ما رو تو کوه قاف بستی ؟ یا می گی همون حرف مورد علاقه من : هی .......... نمی دونم چرا بعضی ادما تو زندگیشون شانس دارن بعضی ها نه ! نمی دونم چرا خدا به ماکه می رسه حکمتش می خوابه ! میره تعطیلات ... چقدر حال می داد خدا به همه بنده هاش می داد انقدر می داد که دل بنده هاش درد نگیره .... البته اینجا جای یه بحث علمی هم داره که میزارم برا دانشمندان و اون اینه که اگه به همه می داد کار خودش سبکتر می شد ودیگه هر وقت بنده ها ش گیر می کردن دیگه اسمش رو صدا نمی زدن . می دونید چقدر صرفه جویی در وقت بود همیشه به کسایی که شانس میارن حسودی میشه ! چون حتما خودم نمی آرم دیگه ! ولی این همه وقت برام زیاد مهم نبوده این برام مهم بوده که همیشه اونایی که شانس میارن یک دهم مرام و معرفت اونای دیگه رو ندارن .همیشه میگم شانس مال کسایی که الله اکبر الان یه چیزی میگم ...... بزار یه طور دیگه بگم شانس مال ما نیست ... این طور بهتره ما همیشه کمیتمون لنگ می زنه . باز می گم : تنهاترين تنها منم سرگشته و رسوا منم اره واقعا این تیکه تنهاترین تنها منم رو قبول دارم سرگشته و رسواشم قبول دارم ولی کو کسی که همه اینا رو بشنوه !؟ من همه این اتهامات رو قبول دارم ولی تا حالا فکر کردین وقتی تنها بشین وقتی سرگشته بشین - وقتی رسوا بشین - اونم برام کسی یا چیزی چه حالی داره ؟ خلاصه این چیزا بازم مثل همیشه شاید نصفه ماند یا شایدم .... به هرحال همون طور که با هایده فازمون رو شروع کردیم با خودش با هزار گله وشکایت به پایان می بریم که : تو اي ساغر هستي به کامم ننشستي یه نوشته رو تنها نبایدخوند باید حس کرد ودرک کرد وبیاد آورد ودرک کرد اون چیزایی رو که برای نویسندش تدائی کننده این نوشته بوده - بنده خدا ابو فرهود
نه دانم که چه بودي نه دانم که چه هستي
آه اي فلک اي آسمان تا کي ستم بر عاشقان
بشنو تو فرياد مرا آه اي خداي مهربان
نه دانم که چه بودي نه دانم که چه هستي
و سالهاي سال نوري فاصله ميون من و.........
از این به بعد این جمله رو اخر هر پستم می دم :
| Design By : Night Skin |


