ّچشمک های یواشکی ّ
خاطرات - شعرها و بلند فکردنهای یک دختر معمولی
بازم نسیم اندیشه بازم یه همایش دیگه و بازم بچه های دوست داشتنی خودمون آسمان برای همه پنج شنبه ۳۱ اردیبهشت /مکان سالن سینما مفید/یادتون نره مسخره مسخره مسخره ........ باید خوابید ....تعبیر خواب های مرا که می کند؟ چرندیات مرانخوان چون دلم سوخته است . وقتی جلد برای شناسنامه خریدم فهمیدم که هستم . من سالهای سال مردم تا اینکه یک دم زندگی کردم تومی توانی یک ذره یک مثقال مثل من بمیری یک نکته سر بسته بگویم . ما هنوز زندگی نکرده ایم . میدانی چگونه به نکته ظریف پی بردم ؟ وقتی در زندگی یک تجربه مختصر و گذرا از دل و روح و جسمت میگذرد . و در یک آن حقیقت های ظریف و کوچکی را کرد میکنی . در حد میکروسکوپی . وقتی بصورت تحقیقی آنرا بزرگ میکنی . وسعت میبخشی . کیفیتش را افزایش میدهی . اثراتش را در دل و روح و جسمت پیگیری میکنی . وقتی میبینی . اصلا در آن لحظه گذرا خالی نبود . وقتی سبک بال بودن . اشباح بودن . عزیز بودن . یه حس کاملی که گویا تو با دنیا . هستی با تو تناسب و هماهنگی کامل دارد . و تو تناقضی با باطن و ظاهر دنیا نداری . و.... وقتی همه اینها را کنار هم میگذاری . و با شرایط امروز زندگیت مقایسه میکنی . متوجه میشوی . ما هنوز نتوانسته ایم . یاد نگرفته ایم . چه گونه زندگی خوب است . و چگونه زندگی کنیم . و امروز چقدر رنج سربار دل و روح و جسممان است . که عادت کرده ایم حمال بلاها باشیم و متوجه نیستیم . /آیا به باطن زندگی و باطن روزهایی که میگذرانی فکر میکنی ؟



| Design By : Night Skin |









