ّچشمک های یواشکی ّ
خاطرات - شعرها و بلند فکردنهای یک دختر معمولی
ای نسل اسیر وطنم! قر اره که باشه ولی من چیزی نگم پس شما هم لطفا ساکت باشید . باادب بود خیلی باادب بود عاقل بود ساکت بود جدی بود ۶۵ بود سبز بود بازم باادب بود دوست داشتنی بود ودرآخر دوربین هم داشت .
تو میدانی که من هرگز به خود نیندیشیده ام،
تو میدانی و همه میدانند که من حیاتم، هوایم، و همه خواستنهایم بخاطر تو و سرنوشت تو و آزادی تو بوده است…..
تو میدانی و همه میدانند که دلم غرق دوست داشتن تو و ایمان داشتن به توست.
تو میدانی و همه میدانند که من خود را فدای تو کرده ام و فدای تو میکنم
که ایمانم تویی و عشقم تویی و معنی حیاتم تویی و جز تو زندگی برایم رنگ و بویی ندارد….
از امید رهایی تواست که برق امید در چشمان خسته ام میدرخشد،
و از خوشبختی تواست که هوای پاک سعادت را در ریههایم احساس میکنم.
آزادی تو مذهب من است،
خوشبختی تو عشق من است، آیندۀ تو تنها آرزوی من است.

| Design By : Night Skin |




